زهی اندک وفای سست پیمان
-
تاریخ: 1396/7/4 ساعت: 7:43
زهی اندک وفای سست پیمانیکشنبه دوم مهر ۱۳۹۶ • 1:31 زهی اندک وفای سست پیمان که آن سنگین دل نامهربان است تو را گر دوستی با ما همین بود وفای ما و عهد ما همان است وفا کردیم و با ما غدر کردند برو سعدی که این پاداش آن است - سعدیِ جان ف.صاد •
با آن همه دشمنی که کردی
-
تاریخ: 1396/7/4 ساعت: 7:43
هنوز بدرود نگفته ای،دلم برایت تنگ شده استچه بر من خواهد گذشتاگر زمانی از من دور باشیهر وقت که کاری نداری انجام دهیتنها به من بیاندیشمن در رویای تو شعر خواهم گفتشعری درباره چشم هایتو دلتنگی- جبران خلیل جبران■ نویسندگی■ عکاسی■ فلسفه■ نقاشی■ علوم سیاسیزندهبمانقاتلدلخواهمن- علیرضا آذر
تو عطر کدام خوشبوترین گلِ جهانی
-
تاریخ: 1396/7/4 ساعت: 7:43
تو عطر کدام خوشبوترین گلِ جهانییکشنبه دوم مهر ۱۳۹۶ • 1:44 تو عطر کدام خوشبوترین گلِ جهانی که هر کجا می نویسمت شکوفه می دهی... گل از گلم می شکفد وقتی تو در خیالم عطر کدام خوشبوترین گل جهانی... - کامران رسول زاده ف.صاد •
غمین باغ مرا باشد بهار راستین پاییز
-
تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 3:55
درین زندان، برای خود هوای دیگری دارم جهان، گو، بی صفا شو ، من صفای دیگری دارماسیرانیم و با خوف و رجا درگیر، اما باز درین خوف و رجا من دل به جای دیگری دارم درین شهر ِ پر از جنجال و غوغایی ، از آن شادم که با خیل ِ غمش خلوتسرای دیگری دارم پسندم مرغ ِ حق را ، لیک با حقگویی و عزلت من اندر انزوای خود ، نو...
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی
-
تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 3:55
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنییکشنبه دوم مهر ۱۳۹۶ • 0:48 من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی یا چه کردم که نگه باز به من مینکنی دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست تا ندانند حریفان که تو منظور منی دیگران چون بروند از نظر از دل بروند تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی تو همایی و من خسته بیچ...
من در آیینه نگه کردم
-
تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 3:55
هنوز بدرود نگفته ای،دلم برایت تنگ شده استچه بر من خواهد گذشتاگر زمانی از من دور باشیهر وقت که کاری نداری انجام دهیتنها به من بیاندیشمن در رویای تو شعر خواهم گفتشعری درباره چشم هایتو دلتنگی- جبران خلیل جبران■ نویسندگی■ عکاسی■ فلسفه■ نقاشی■ علوم سیاسیزندهبمانقاتلدلخواهمن- علیرضا آذر
من امشب دلم برای خودم هم می سوزد
-
تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 3:55
من امشب دلم برای خودم هم می سوزدیکشنبه دوم مهر ۱۳۹۶ • 1:6 من امشب دلم برای خودم هم می سوزد برای غربتم در دیارِ آشنایان و برای آشنایان در غربت دلم من دلم برای خودم برای تو برای دل هایمان می سوزد - نیکی فیروزکوهی ف.صاد •
حالا که رفته ای
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:07
حالا که رفته ایشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۵ • 9:16 حالا که رفته ایبهانه ی خوبی است«شب، سکوت، کویر»فقطصدای این هق هق را کم کنید. - محمدرضا عبدالملکیان ف.صاد •
از مرگ نمی ترسم
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:07
از مرگ نمی ترسمشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۵ • 9:25 تو می دانی از مرگ نمی ترسم،فقط حیف است هزار سال بخوابم وخواب تو را نبینم... - عباس معروفی ف.صاد •
بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:07
بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی خوش باش زان که نبود این هر دو را زوالی در وهم می نگنجد کاندر تصور عقل آید به هیچ معنی زین خوبتر مثالی شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی آن دم که با تو باشم یک سال هست روزی وان دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی چون من خیال رویت جانا ب...
دوست میدارمت به بانگ بلند
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:07
هنوز بدرود نگفته ای،دلم برایت تنگ شده استچه بر من خواهد گذشتاگر زمانی از من دور باشیهر وقت که کاری نداری انجام دهیتنها به من بیاندیشمن در رویای تو شعر خواهم گفتشعری درباره چشم هایتو دلتنگی- جبران خلیل جبران■ نویسندگی■ عکاسی■ فلسفه■ نقاشی■ علوم سیاسیزندهبمانقاتلدلخواهمن- علیرضا آذر
تو مالِ منی
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:07
تو مالِ منیشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۵ • 9:27 من دیگر مجبور نیستمتا صبحستاره های دوردست رایکی یکی بشمارم. من دیگر مجبور نیستمبه دروغبه بعضی ها بگویم:-حالم خوب است. من دیگر مجبور نیستممشق هایم را گاهییک خط در میان بنویسم. من دیگر مجبور نیستمبه این همه آدم بی هوده ثابت کنمدست های من پاک است. تو هستیتو مالِ م...
خوش دولتیست با دوست
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:07
هنوز بدرود نگفته ای،دلم برایت تنگ شده استچه بر من خواهد گذشتاگر زمانی از من دور باشیهر وقت که کاری نداری انجام دهیتنها به من بیاندیشمن در رویای تو شعر خواهم گفتشعری درباره چشم هایتو دلتنگی- جبران خلیل جبران■ نویسندگی■ عکاسی■ فلسفه■ نقاشی■ علوم سیاسیزندهبمانقاتلدلخواهمن- علیرضا آذر
جز مردنم به ماتم عشق آرزو نبود
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:07
اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود از آب رفته هیچ نشانی به جو نبود مژگان کشید رشته به سوزن ولی چه سود دیگر به چاک سینه مجال رفو نبود دیگر شکسته بود دل و در میان ما صحبت بجز حکایت سنگ و سبو نبود او بود در مقابل چشم ترم ولی آوخ که پیش چشم دلم دیگر او نبود حیف از نثار گوهر اشک ای عروس بخت با روی زشت زیور گ...
کوریم و نمی بینیم، ورنه همه بیماریم
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:07
کوریم و نمی بینیم، ورنه همه بیماریمشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۵ • 9:29 از زمزمــــه دلتنگیم، از همهمــه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه تاب سخن داریمآوار پریشانــیست ، رو ســوی چـــه بگریزیم؟هنگامه ی حیرانی ست، خود را به که بسپاریم؟تشویش هزار آیا ، وسواس هزار اماکوریم و نمیبینیم ، ورنه همه بیماریمدوران شکوه بـــا...
سکوت
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:07
در سکوت و با سکوت با تو حرف میزنم …که روزهاست گوشها ،توان اوج موج حرفها ،برایشان بسان فاجعه ست …گیله مرد*نیمی از جهان، افرادی هستند که چیزی برای گفتن دارندو نمی توانند بگویند؛و نیم دیگر افرادی هستند که چیزی برای گفتن ندارند،ولی همیشه حرف میزنند.گیله مرد* همیشه سکوت ، یک جنایت جنگی ست …وقتی ظلمِ ظالم...